تبليغاتX
هیئت رزمندگان اسلام کازرون
انتشار: هفته نامه شهرسبز شماره 164-19 دی ماه 1390

شهید عبدالرحمن رضازاده

راوی: حاج علی اسدزاده

ا او قوم و خویشی نزدیکی داشتیم، ولی به علت فاصله سنی و محلی ،کمتر با او مأنوس بودم و شناخت زیادی نسبت به شخصیت و خصوصیات و توانائیهای فردی او نداشتم. در عین حال هر وقت او را میدیدم از متانت اخلاقی و ادب و خلوص او خوشحال میشدم، تا پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که در هنرستان شریعتی بینش دینی کلاس چهارم تدریس میکردم و او هم -شهید عبدالرحمن رضازاده- که بدون اغراق در این نوشتار، او را ”پهلوان شهید“ نامیدهام در کلاس چهارم راه ساختمان مشغول تحصیل بود منهم توفیقی داشتم تا در خدمت دانشآموزان عزیز و محترم آن سالهای پُر خاطره باشم و دوستی و رفاقت خوبی با آنها پیدا کنم و علاوه بر ارتباط معلم و دانشآموزی، روابطی دوستانه با آنها داشته باشم. دانشآموزانی که بعضی مدارج علمی، عرفانی و کمالات انسانی را به سرعت طی کردند و در معرفت و ایمان قلبی و عملی از دیگران سبقت گرفتند و راه هفتاد ساله را یک شبه طی نمودند و عروجی ملکوتی داشتند تا به لقاء ا... رسیدند، که از جمله آن عزیزان به حق پیوسته یکی همین پهلوان شهید ما ”عبدالرحمن رضازاده“ است، متأسفانه عده قلیلی هم در آن سالها، فریب گروهکهای ملحد، منافق یا التقاطی خوردند و به بیراهه رفتند و ...


برچسب‌ها: شهید رحمن رضازاده, علی اسدزاده
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 0:44 توسط رزمندگان دیار سلمان |

انتشار: هفته نامه شهرسبز شماره 165-26دی ماه 1390

  به ياد عزيزاني كه بر دوش اروند تشييع شدند

راوی: حاج عبدالحسین پیروان

نویسنده: حاج اصغر شجاعی

خستهام، دلم گرفته چون آسمان ابري چون غروب خورشيد چون تنهايي در سنگر نگهباني در خط مقدم جبههها چون تنهايي در خط خونين اروند آنجا كه نعش دوستانم به دست آب سپرده شد. آنجا كه ماهيها سنگ شدند و بر پيكرهاي پاره پارهي دوستان غريبم فرود آمدند. دلم گرفته چون ميدانم هيچ كس به هيچ چيز نميرسد.    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 0:34 توسط رزمندگان دیار سلمان |

يادواره 1100 شهيد شهرستان كازرون، 420 شهيد حوزه سرزميني تيپ تكاور امام سجاد(ع) كازرون، همايش بزرگ فاتحان سوسنگرد و دعاي ندبه پخش مستقيم از شبكه يك سيما در شهرستان كازرون برگزار خواهد شد.

همايش بزرگ فاتحان سوسنگرد عمو مشكات

به گزارش عمو مشكات، در روز پنجشنبه مورخه 1390/10/01، يادواره 1100 شهيد شهرستان كازرون، 420 شهيد حوزه سرزميني تيپ تكاور امام سجاد(ع) كازرون و همايش بزرگ فاتحان سوسنگرد در مصلاي ستاد نماز جمعه شهرستان كازرون برگزار مي گردد.

پخش مستقيم دعاي ندبه از شبكه يك سيما عمو مشكات

ضمناً دعاي ندبه پخش مستقيم از شبكه يك سيما ، روز جمعه مورخه 1390/10/2 در همان مكان (مصلاي ستاد نماز جمعه) برگزار مي گردد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 16:57 توسط رزمندگان دیار سلمان |

سوسنگرد. شهر حماسه هایی که فرزندان خمینی حماسهسازانش بودند. سوسنگرد. شهری که خون پاک هزاران شهید بر تکه تکه خاکش فرو ریخته است. سوسنگرد.... شهری که سنگرهای مجاهدان میدان نبرد روزهایی پوشش اصلیش بود. سوسنگرد... یاداور خاطره های سرداران بزرگ دفاعی مقدس برای آرامانی مقدستر. سوسنگرد.... یعنی سردار پرافتخار اسلام شهیدی از تبار ابوذر، شهیدی از تبار سلمان، شهیدی ازتبار عمار، شهیدی از تبار راست قامتان عرصه تاریخ. سوسنگرد.... یعنی چمران. یعنی زخمی بر پای محکمی که پایش قویتر شد برای رفتن به سوی شهادت. سوسنگرد... یعنی علی اکبر هایی که مقتدایشان علی اکبر حسین بود. نوجوانان و جوانانی که پهلوهاشان دریده شد در نبرد حق علیه باطل. سوسنگرد... یعنی غلام های امام رضا. یعنی انانی که از بستان انقلاب سبز خمینی راهی بستان سرخ حسین شدند تا ایستادگی و مقاومت را به دنیا بیاموزند. سوسنگرد... یعنی شهری به درازای کازرون تا خوزستان. سوسنگرد... یعنی تاسوعایی پر از عباس و اکبر و قاسم سوسنگرد... یعنی کربلای فرزندان کازرون سوسنگرد... یعنی سوسن های پرپر که رفتند تا بر گرد ضریح شش گوشه امامشان حسین بن علی به طواف عشق برپدازند.        منتشره در هفته نامه شهرسبز شماره 147- 23آبان ماه 1390
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1390ساعت 13:31 توسط رزمندگان دیار سلمان |

سوسنگرد، نامی آشنا و حماسهساز و آزادیاش حادثه‌ای شورانگیز از حماسه‌های بلند دفاع مقدس ماست. سوسنگرد مرکز دشت آزادگان در غرب اهواز و در 65کیلومتری آن واقع شده است. رود کرخه از شمال شهر و شعبه‌ای از آن به نام نیسان از درون شهر و از شمال به جنوب می‌گذرد. مردم سوسنگرد سابقه‌ای درخشان در دفاع از کشور ایران به‌ویژه در جنگ اول جهانی در مقابله با سربازان و نیروهای انگلیس و تحت زعامت علمای بزرگ وقت دارند. در نخستین روزهای حمله عراق به ایران اسلامی، نیروهای عراقی از مرز چزابه وارد خاک جمهوری اسلامی ایران شدند و پس از اشغال بستان به سوی سوسنگرد روی آوردند. این افراد مقاومتهای پراکنده مدافعین محلی و رزمندگان را درهم شکستند و با عبور از سوسنگرد به‌ طرف حمیدیه روانه شدند. اما در حمیدیه تانک‌های عراقی در گل ‌و‌لای منطقه زمین‌گیر شدند. در این زمان بود که نیروهای بسیجی از شهرهای مختلف و به خصوص کازرون برای دفاع از این شهر راهی شدند. نیروهای عراقی مجددا در اواخر آبان‌ماه سال 1359، به سوسنگرد از غرب و جنوب حمله و بالاخره شهر را محاصره کردند. در این حمله مدافعین شهر پس از نبردی سنگین و طاقت فرسا و با دادن شهدای بسیار عقب نشینی نموده که در نهایت به محاصره آنان انجامید. این محاصره 3روز به‌طول انجامید. در روز سوم تعدادی از تانک‌های عراقی وارد سوسنگرد شدند و رزمندگان به‌شدت مقابل آنها با سلاح‌های سبک و امکاناتی اندک و ناکافی مقاومت ‌کردند. رزمندگان اسلام در حالی که نه مهماتی برای آنها مانده بود و نه حتی غذا داشتند و تعداد آنها از چند ده نفر هم تجاوز نمی‌کرد، مقاومت می‌کردند در حالی که ارتباط تلفنی آنها در روز سوم هم قطع شد. این مبارزه همچنان ادامه داشت تا اینکه حمله نیروهای خودی به‌سوی سوسنگرد آغاز و در همین زمان تیپ 2 از لشکر92 ارتش به جبهه سوسنگرد اعزام شد. در نتیجه حمله تیپ2 محاصره سوسنگرد شکسته شد و نیروهای ارتش و سپاه با همکاری نیروهای داخل شهر، دشمن را از شهر بیرون کردند. در این عملیات تعداد 45 اسیر گرفته شد. علاوه بر غنیمت گرفتن 25دستگاه تانک و خودروی دشمن،35 تا 37دستگاه تانک و خودرو نیز منهدم شد. ارتش عراق با تحمل این شکست، ضمن ناامیدی از دستیابی به اهداف اصلی، شهر سوسنگرد را از دست داد و به پشت رودخانه سابله رفت. متن زیر گفت‌وگوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با برنامه «خاطرات جبهه» سیمای جمهوری اسلامی ایران در سوم مهرماه1363 است که به صورت مکتوب منتشر می‌شود.  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 9:26 توسط رزمندگان دیار سلمان |

خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده

 

سر اردوگاه يا بهتر بگويم جلاد اسرا دنبال بهانهاي ميگشت كه ما را اذيت كند و با اذيت و آزار وحدت و برادري ما را از هم بپاشد تا هر كاري كه دلش بخواهد سر ما بياورد و ما را تابع امر خود در آورد اما كور خوانده بودند 2 ماه قبل از آتش بس به  بهانه اينكه دسته جمعي دعا و نماز ميخوانديم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390ساعت 14:14 توسط رزمندگان دیار سلمان |

  هفته نامه شهرسبز- شماره ۱۵۵-مورخ ۲آبان ۱۳۹۰-به قلم محمدمهدی اسدزاده

به نظر شما همسان کازرون کجاست؟

یا نه بهتر بگویم قل کازرون کجاست؟

اگر کازرون را دو قلو بگیریم آن یک قل دیگرش کجاست؟

شیراز، اصفهان، بوشهر و.....

چند سال پیش اما شهر ما یه خواهر پیدا کرد.

ولی بگذارید بگویم.

حدود 31 سال پیش بود که ارتش بعث عراق به خاک ما حمله کرد.  و بسیاری از شهرهای خوزتستان را تصرف کرد.

عده ای از بچه های کازرون، راهی جنوب شدند تا پا به پای سایر رزمندگان به دفاع از میهن خویش بپردازند. همان روز اول سهم آنان دفاع از جاده هویزه سوسنگرد ودفاع از شهر سوسنگرد شد. شهری که در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان کازرونی در آن مستقر شدند. و سوسنگرد این شهر جنگ زده را چون شهر خویش بازسازی کردند. شهری که می رفت تا روح حیات و زندگی از آن برچیده شود به همت بچه های کازرون زنده ماند. این رزمندگان کازرونی بودند که در طول این سالیان روح حیات را به این شهر برگرداندند و خون را در رگ های مجروح آن به جریان انداختند.

و این شد که سوسنگرد را شهر دوم خود و خانه دوم خود می دانستند. در حالی که خالی از سکنه بود در ان مسکن گرفتند.

شهر را با ایجاد یک نانوایی رونق دیگر دادند و در خانههای بی سقف آن زندگی کردند.

سوسنگرد شده بود شهر بچههای کازرون.

این شهر یاد آور حماسه اولین نبرد بچههای کازرون با دیو سیاه جنگ بود. یادآور حماسهای که در آن عزیزترین عزیزان این دیار سبز جامههای سرخ رنگ بر تن کردند و آن جا اولین کربلای کازرون شد.

محرم 59، یاداور حماسه حماسهسازانی است که تاسوعایی بر دل دشمن زدند و عباس گونه به دیدار پروردگار خویش شتافتند.

اکنون در آستانه برگزاری همایش بزرگ حماسه سازان سوسنگرد، تاسوعاییان کازرون، بر آن شدیم تا به این مناسبت در این مدت باقی مانده از سوسنگرد بگویم و از دلاوری های و حماسه هایی که رزمندگان ما آن را ساختند.

از همه رزمندگان و کسانی که در مورد این حماسه و سوسنگرد و شهدایی که در سوسنگرد موثر بودند یا.... ما را با آنچه دارند مورد تفقد خویش قرار داده و نشریه ما را با گفتارها، نوشتارها، عکسها و .... کمک کنند.

یادشان گرامی و راهشان پررهرو

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 15:51 توسط رزمندگان دیار سلمان |

بر مزار شهیدان گذر نور خدا بین

شعله ای از قیام حسین و کربلا بین

نهضت حسینی

رهبر خمینی

نوجوانان نگر خفته در خاک سعادت

کرده اند انتخاب ره دین و شهادت

نهضت حسینی

رهبر خمینی

در زیر در عکس نشان داده شده است از آلبوم رزمنده جانباز گلستان فرد. در یکی دو عکس می بینید. که شهید عیسوی از اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش اموزان کازرون سلاح بر دوش در پیشاپیش رزمندگان در حرکت است. و بالای سر آن ها عکسی دیگر است از بمباران مقر تیپ المهدی. عکس دیگر در هوای عید در سپاه پاسداران کازرون گرفته شده است که شهید ابراهیم صفری که خنده ها و خندان های او معروف بوده است در جالی خنده بر لب دارد جلوتر از سایر رزمندگان قرار گرفته است.

http://greencity.persiangig.com/%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87/1.jpghttp://greencity.persiangig.com/%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87/Untitled-1.jpg

+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 0:3 توسط رزمندگان دیار سلمان |

هیئت رزمندگان اسلام کازرون تقدیم میکند:

خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده

يك اتاق به صورت 5 در 10 به شكل مستطيل كه 12 متر آن براي ظرفها و سطلها و دمپاييها و هبانهاي كه بعد از سطلها به آسايشگاه براي ظرف آب خوري آورده بودند و گوشه ديگر آسايشگاه كه به صورت توالت در آورده بودند با پتو يعني سنگ توالت 57 نفر در 1 آسايشگاه يك سطل بود و از ساعت هفده و نيم بعد از ظهر تا هفت و نيم بايد هر مشكلي كه داشتيم تحمل كنيم يا از سطل استفاده كنيم و آب خوردن يكي از سطلها استفاده كنيم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 18:52 توسط رزمندگان دیار سلمان |

 

هیئت رزمندگان اسلام کازرون تقدیم میکند:

اسارت-3

 

خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده

 منبع: هفته نامه شهرسبز شماره ۱۵۱-شهریور ماه ۱۳۹۰

باز ما را سوار ماشين كرده و به عقب بردند چشمانمان باز بود كم كم به نزديكي بصره رسيديم يعني من شرق بصره اسير شده بودم و يعني شايد اين شهر بصره بود و بعضي از بچهها هم ميگفتند به طرف بصره ميرويم ولي به خود شهر نرفتيم ما را به يك ساختمان كه مثل مرغداري بود بردند در آنجا پياده شده و داخل ساختمان رفتيم، بله همان ساختمان مرغداري بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر 1390ساعت 12:42 توسط رزمندگان دیار سلمان |