شهید عبدالرحمن رضازاده
راوی: حاج علی اسدزاده
ا او قوم و خویشی نزدیکی داشتیم، ولی به علت فاصله سنی و محلی ،کمتر با او مأنوس بودم و شناخت زیادی نسبت به شخصیت و خصوصیات و توانائیهای فردی او نداشتم. در عین حال هر وقت او را میدیدم از متانت اخلاقی و ادب و خلوص او خوشحال میشدم، تا پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که در هنرستان شریعتی بینش دینی کلاس چهارم تدریس میکردم و او هم -شهید عبدالرحمن رضازاده- که بدون اغراق در این نوشتار، او را ”پهلوان شهید“ نامیدهام در کلاس چهارم راه ساختمان مشغول تحصیل بود منهم توفیقی داشتم تا در خدمت دانشآموزان عزیز و محترم آن سالهای پُر خاطره باشم و دوستی و رفاقت خوبی با آنها پیدا کنم و علاوه بر ارتباط معلم و دانشآموزی، روابطی دوستانه با آنها داشته باشم. دانشآموزانی که بعضی مدارج علمی، عرفانی و کمالات انسانی را به سرعت طی کردند و در معرفت و ایمان قلبی و عملی از دیگران سبقت گرفتند و راه هفتاد ساله را یک شبه طی نمودند و عروجی ملکوتی داشتند تا به لقاء ا... رسیدند، که از جمله آن عزیزان به حق پیوسته یکی همین پهلوان شهید ما ”عبدالرحمن رضازاده“ است، متأسفانه عده قلیلی هم در آن سالها، فریب گروهکهای ملحد، منافق یا التقاطی خوردند و به بیراهه رفتند و ...
به ياد عزيزاني كه بر دوش اروند تشييع شدند
راوی: حاج عبدالحسین پیروان
نویسنده: حاج اصغر شجاعی
خستهام، دلم گرفته چون آسمان ابري چون غروب خورشيد چون تنهايي در سنگر نگهباني در خط مقدم جبههها چون تنهايي در خط خونين اروند آنجا كه نعش دوستانم به دست آب سپرده شد. آنجا كه ماهيها سنگ شدند و بر پيكرهاي پاره پارهي دوستان غريبم فرود آمدند. دلم گرفته چون ميدانم هيچ كس به هيچ چيز نميرسد.
يادواره 1100 شهيد شهرستان كازرون، 420 شهيد حوزه سرزميني تيپ تكاور امام سجاد(ع) كازرون، همايش بزرگ فاتحان سوسنگرد و دعاي ندبه پخش مستقيم از شبكه يك سيما در شهرستان كازرون برگزار خواهد شد.
به گزارش عمو مشكات، در روز پنجشنبه مورخه 1390/10/01، يادواره 1100 شهيد شهرستان كازرون، 420 شهيد حوزه سرزميني تيپ تكاور امام سجاد(ع) كازرون و همايش بزرگ فاتحان سوسنگرد در مصلاي ستاد نماز جمعه شهرستان كازرون برگزار مي گردد.
ضمناً دعاي ندبه پخش مستقيم از شبكه يك سيما ، روز جمعه مورخه 1390/10/2 در همان مكان (مصلاي ستاد نماز جمعه) برگزار مي گردد.
خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده
سر اردوگاه يا بهتر بگويم جلاد اسرا دنبال بهانهاي ميگشت كه ما را اذيت كند و با اذيت و آزار وحدت و برادري ما را از هم بپاشد تا هر كاري كه دلش بخواهد سر ما بياورد و ما را تابع امر خود در آورد اما كور خوانده بودند 2 ماه قبل از آتش بس به بهانه اينكه دسته جمعي دعا و نماز ميخوانديم
به نظر شما همسان کازرون کجاست؟
یا نه بهتر بگویم قل کازرون کجاست؟
اگر کازرون را دو قلو بگیریم آن یک قل دیگرش کجاست؟
شیراز، اصفهان، بوشهر و.....
چند سال پیش اما شهر ما یه خواهر پیدا کرد.
ولی بگذارید بگویم.
حدود 31 سال پیش بود که ارتش بعث عراق به خاک ما حمله کرد. و بسیاری از شهرهای خوزتستان را تصرف کرد.
عده ای از بچه های کازرون، راهی جنوب شدند تا پا به پای سایر رزمندگان به دفاع از میهن خویش بپردازند. همان روز اول سهم آنان دفاع از جاده هویزه سوسنگرد ودفاع از شهر سوسنگرد شد. شهری که در طول 8 سال دفاع مقدس رزمندگان کازرونی در آن مستقر شدند. و سوسنگرد این شهر جنگ زده را چون شهر خویش بازسازی کردند. شهری که می رفت تا روح حیات و زندگی از آن برچیده شود به همت بچه های کازرون زنده ماند. این رزمندگان کازرونی بودند که در طول این سالیان روح حیات را به این شهر برگرداندند و خون را در رگ های مجروح آن به جریان انداختند.
و این شد که سوسنگرد را شهر دوم خود و خانه دوم خود می دانستند. در حالی که خالی از سکنه بود در ان مسکن گرفتند.
شهر را با ایجاد یک نانوایی رونق دیگر دادند و در خانههای بی سقف آن زندگی کردند.
سوسنگرد شده بود شهر بچههای کازرون.
این شهر یاد آور حماسه اولین نبرد بچههای کازرون با دیو سیاه جنگ بود. یادآور حماسهای که در آن عزیزترین عزیزان این دیار سبز جامههای سرخ رنگ بر تن کردند و آن جا اولین کربلای کازرون شد.
محرم 59، یاداور حماسه حماسهسازانی است که تاسوعایی بر دل دشمن زدند و عباس گونه به دیدار پروردگار خویش شتافتند.
اکنون در آستانه برگزاری همایش بزرگ حماسه سازان سوسنگرد، تاسوعاییان کازرون، بر آن شدیم تا به این مناسبت در این مدت باقی مانده از سوسنگرد بگویم و از دلاوری های و حماسه هایی که رزمندگان ما آن را ساختند.
از همه رزمندگان و کسانی که در مورد این حماسه و سوسنگرد و شهدایی که در سوسنگرد موثر بودند یا.... ما را با آنچه دارند مورد تفقد خویش قرار داده و نشریه ما را با گفتارها، نوشتارها، عکسها و .... کمک کنند.
یادشان گرامی و راهشان پررهرو
شعله ای از قیام حسین و کربلا بین
نهضت حسینی
رهبر خمینی
نوجوانان نگر خفته در خاک سعادت
کرده اند انتخاب ره دین و شهادت
نهضت حسینی
رهبر خمینی
در زیر در عکس نشان داده شده است از آلبوم رزمنده جانباز گلستان فرد. در یکی دو عکس می بینید. که شهید عیسوی از اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانش اموزان کازرون سلاح بر دوش در پیشاپیش رزمندگان در حرکت است. و بالای سر آن ها عکسی دیگر است از بمباران مقر تیپ المهدی. عکس دیگر در هوای عید در سپاه پاسداران کازرون گرفته شده است که شهید ابراهیم صفری که خنده ها و خندان های او معروف بوده است در جالی خنده بر لب دارد جلوتر از سایر رزمندگان قرار گرفته است.


خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده
يك اتاق به صورت 5 در 10 به شكل مستطيل كه 12 متر آن براي ظرفها و سطلها و دمپاييها و هبانهاي كه بعد از سطلها به آسايشگاه براي ظرف آب خوري آورده بودند و گوشه ديگر آسايشگاه كه به صورت توالت در آورده بودند با پتو يعني سنگ توالت 57 نفر در 1 آسايشگاه يك سطل بود و از ساعت هفده و نيم بعد از ظهر تا هفت و نيم بايد هر مشكلي كه داشتيم تحمل كنيم يا از سطل استفاده كنيم و آب خوردن يكي از سطلها استفاده كنيم
هیئت رزمندگان اسلام کازرون تقدیم میکند:
اسارت-3
خاطراتی از برادر آزاده پاسدار بازنشسته مصطفی سقازاده
منبع: هفته نامه شهرسبز شماره ۱۵۱-شهریور ماه ۱۳۹۰
باز ما را سوار ماشين كرده و به عقب بردند چشمانمان باز بود كم كم به نزديكي بصره رسيديم يعني من شرق بصره اسير شده بودم و يعني شايد اين شهر بصره بود و بعضي از بچهها هم ميگفتند به طرف بصره ميرويم ولي به خود شهر نرفتيم ما را به يك ساختمان كه مثل مرغداري بود بردند در آنجا پياده شده و داخل ساختمان رفتيم، بله همان ساختمان مرغداري بود.